از گچین تا سورو 🏝️
«از بندر خمیر به شش فرسنگ میرود به قریه موسوم به (گچی) و ساکنین گچی به قدر چهارصد و پانصد خانوار میشوند و به زبان فارسی متکلم و به قدر سیصد چهارصد تفنگچی رشید نامی دارند.
ایشان بعد از آنکه باخبر و آگاه از خدمت محول بداعی دوام دولت شدند، آن روز تا شب ابواب شکایات و تعدیات شیخ یوسف را گشودند و ظلمهای چند از شیخ یوسف اظهار نمودند که تحریر آن سزاوار در این صفحه نیست.
از منزل گچی به پنج فرسنگ میرود به سیرو که آن هم بندری است به فسحت و وسعت بندرعباسی و به قدر یک هزار خانه در آن ساکن و عمارات عالی در آن بندر برپاست.
اهل سیرو کلاً صاحب دولت و مکنت و صاحب جهاز و دواب و حشرند و شیخ سیف از جمیع آنچه حضرات دارند، به نهجی که همه مضافات بندرعباسی بازیافت مینمایند، از ایشان هم میگیرد.
سیرو به حسب آبادی و آب و هوا بهتر از بندرعباسی دانستهاند، مگر آنکه در بندرخانه و فرضه و عمارات ولندیزی برپاست، در سیرو نیست و تردد سفاین از بندرعباسی میشود.»
✍🏻 منبع
برگرفته از کتاب «تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس»، تألیف محمد ابراهیم کازرونی.
ابراهیم کازرونی، ملقب به نادری، از شاعران و معارف دوران خود بود که از سوی محمدشاه قاجار مأمور شد تا به بنادر خلیج فارس سفر کرده و گزارشی از وضعیت آنها تهیه کند.
👈🏼 توضیح
در متن بالا از گچین با نام «گچی» و از سورو با نام «سیرو» یاد شده است.
کازرونی حدود ۱۸۰ سال پیش از سورو بهعنوان بندری آباد با بیش از هزار خانه، عمارتهای باشکوه و مردمانی ثروتمند یاد میکند. همچنین در نقشههای آن دوره، انگلیسیها نیز این بندر را با نام Sīru (سیرو) ثبت کردهاند.
شیخ یوسف که در متن از او نام برده شده، نماینده سلطان مسقط بود و از لنگه تا بندرعباس تحت اداره او قرار داشت و مالیات دریافت میکرد. شاهان ایران به دلیل ناتوانی در اداره مستقیم منطقه، در مقاطع مختلف، بخشهایی از هرمزگان امروزی را به سلطان مسقط واگذار میکردند و او نیز شیوخی را برای اداره منطقه منصوب میکرد. این حاکمان مالیاتهای سنگینی بر مردم منطقه تحمیل میکردند.
ساختمان ولندیز (East India Company) که در متن به آن اشاره شده، همان ساختمان کمپانی هند شرقی هلند در بندرعباس است.