چه خش هسته پشترون

چه خش هسته پشترون

اشتراک

پنج کنی تا دا وا مینی‌بوس حسن منیجه تا رفت از سورو به بندر،

یک تومن ما دا ما رفت وا تاکسی تا سینما سحرا، دو تومان ما دا فیلم وسترن طلای مکنا نگاه ما که وا پنج کنی (پنج ریال)، سمبوسه گل محمد ما خرد وا یک تومن، سینما شلکن فیلم هندی راج کاپور نگاه ما کرد،

تو کافه صبوری ارگو یا شمس یا توبورک، دو تومنی، مازد به سلامتی،

لوطی سه شو سه روز شازد، سیصد تومن،

چه خش هسته پشترون،

تلویزیون رنگی نهسته ولی چهم و دلمون همه‌چی رنگی و جون شادی دید،

چه خش هسته پشترون،

جو وا سر سراح ما خافت،

ظهر وا باد بادگیر واخو ما رفت،

رادیو کویت، صدای ام کلثوم، فرید اطرش و عبدالحلیم لالایی هر روز ما هسته تا خو بریم،

چه خش هسته پشترون،

امبای مینو دنگ دو کنی رطب خنیزی کیلو ۱۵ کنی ماهی هوور پنج تومن،

جه خش هسته بشترون،

چه خش هسته پشترون،

هیچی مونهسته ولی غمی هم نهسته،

پولی نهسته ولی ماتمی هم نهسته،

چه خش هسته پشترون،

چه خش هسته پشترون.

عبدل گلشن سورو

عبدل گلشن سورو

نویسنده‌ای از استان هرمزگان، سوروقدیم، با تمرکز بر بازتاب تاریخ و فرهنگ این منطقه در آثارم.

ارسال دیدگاه